روزهای برفی

نمی‌دانم کثافتی که هست را چگونه توضیح دهم ..

تبلیغات تبلیغات

هیچ امیدی فریبم نمی‌دهد

می‌ترسم. از ترس زیر پتویی پنهان شده‌ام. چراغی روشن نیست. از تاریکی به تاریکی پناه برده‌ام. عرق‌های درشتی روی پیشانی‌ام می‌جوشد. ران‌هایم در انقباض سختی خشکیده. انحنای کمرم کمانی دردناک است. مچ دستانم سست شده و نمی‌توانم دستانم را حرکت بدهم. نمی‌خواهم چشمانم را ببندم. نمی‌خواهم بگذارم زمان در غیاب من عبور کند. وقتی چشمانم را بسته‌ام بسرعت پیش برود و به صبح برسد که تهدیدآمیز و عناد ورزانه در انتظارم نشسته است.
برچسب‌ها: تهدیدآمیز
روزهای برفی ، ۱۴۰۳-۱۰-۲۹ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها